محمد بن محمد بن أحمد القرشي ( ابن الاخوة ) ( مترجم : جعفر شعار )
65
آيين شهردارى ( فارسى )
دو برابر و يك سوم رطل مصرى است . رطل شهر مرزى اسكندريه به اندازهء دو رطل و دو اوقيه يعنى 312 درهم است ، رطل شهر مرزى دمياط دو رطل و يك ربع و نيم اوقيهء مصرى ، بلبيس يك رطل و يك ربع مصرى مساوى 180 درهم ، منية سمنود دو رطل و يك ششم رطل مصرى ، شهر فيوم 150 درهم است . و من نشنيدهام كه رطل دو شهر يا دو قريه برابر باشد جز بهندرت . و اوقيه به نسبت رطل خود يك دوازدهم آن است . مثقال مثقال به اتفاق علما يك درهم و دو دانگ و نيم است و دانگ 24 قيراط و قيراط 7 / 4 3 حبه و حبه 7 / 5 85 دانه به وزن 200 دانهء خردل برى متوسط است . برخى از علما گفتهاند مثقال مكه در روزگار رسول اكرم معادل 72 حبه از دانههاى جو پر و متوسط بود . درهم 6 دانگ و معادل 60 حبه است ، و برخى گفتهاند 5 / 2 50 دانهء جو معمولى است و وزن هر حبهء درهم برابر 70 دانهء خردل برى متوسط است ، و دينار مانند درهم و 7 / 3 آن ، و درهم از دينار به نصف و خمس است . اين مقادير تقريبى و بنا به گفتهء امامان است و اگر درهم اسلامى مغاير اندازههاى مذكور باشد و قدرش محقق باشد در شناختن اندازهء مثقال معتبر است و گرنه ضابط همان مقادير مذكور برپايهء دانهء جو است . اما وزن مثقال هميشه متغير بوده است . از عمر بن خطاب ( رض ) نقل شده كه چون اختلاف درهم را ديد كه از آن جمله درهم بغلى كه 8 دانگ و طبرى 4 دانگ و برخى 3 دانگ و يمنى يك دانگ بود ، گفت : آنچه را در دادوستد مردم اغلبيت دارد با توجه به حد بالا و پايين در نظر بگيريد . از اين - رو از مجموع درهم بغلى و طبرى كه 12 دانگ بود نصف آن يعنى 6 دانگ را گرفت و درهم اسلامى را 6 دانگ قرار داد و هرگاه 7 / 3 آن را بدان بيفزايند « مثقال » گردد . و اگر از مثقال 10 / 3 بكاهند درهم مىشود و هر ده درهم معادل هفت مثقال و هر ده مثقال 14 درهم و 7 / 2 است ، و خدا داناتر است .